حسين بن حسن خوارزمي
مقدمة 18
شرح فصوص الحكم
تو يوسفى و جهان عاشق تو همچون زليخا كه دم بدم ز تو يابد جهان پير جوانى براى جلوه حسنت برون شده همه اعيان بسوى عالم صورت ز ملك غيب و معانى به كبرياى تو اوهام ما چگونه برد پى كه صد هزار مراتب برون ز حد گمانى جمال حسن دل آراى خويشتن تو ببينى كمال سلطنت و كبرياى خويش تو دانى نشان دوست ببينى دلا ز انفس و آفاق اگر غبار نشانت به آب ديده نشانى حسين دامن همت ز گرد كون بر افشان هلا چه بستهء اين خاكدان بر گذرانى [ ورق 40 - ر ] كمال الدين حسين خوارزمى نه تنها به فارسى شعر مىسروده ، بلكه به عربى نيز سروده هايى دارد كه در همين شرح جاى جاى به آنها استناد كرده است . مثلا در بحث « ظهور عين سالك بر سالك » مىنويسد : « اين حسين را نيز از اين خمخانه جامى است ، و در ميان دردى كشان ميكدهء دردش نامى ، لا جرم از سر ذوق و مستى مىگويد : أين جعلت يغير خاطرى وطنا لكنت أسرك ممن بعيد الوثنا و لست اقبل جنات مكان لقى و كيف آخذ تحسنا ليوسفى ثمنا منى جعلت من احداق النهى قدحا سقيت ذوق مدام سبب الفطنا فنيت فيك لادراك البقاء و قد وصلت منزلة فيها لانت انا [ ورق 39 - ر ] ب - إرجاع به شرح مثنوى مىدانيم كه كمال الدين حسين خوارزمى بر سه دفتر اوّل ، دوم و سوم مثنوى شرحى پرداخته است كه به قول استاد روان شاد آقاى بديع الزمان فروزانفر اين شرح را بعد از « كنوز الحقائق في رموز الدقائق » پرداخته ، و به نام ظهير الدين إبراهيم سلطان فرزند شاهرخ و نوهء تيمور گورگان مدتى پيش از سال 833 آغاز كرده . . . « مصنف اين كتاب پيش از آغاز شرح مثنوى ، ده مقدمه در ذكر احوال مشايخ طريقت و بيان اصطلاحات صوفيان و قسمتى از اصول و مبانى عرفان و تصوف ترتيب داده كه بسيار مفيد است . . . » « 5 » . در دو جاى شرح فصوص الحكم ، شارح به مناسبتهايى به شرح مثنويش إرجاع مىدهد ، و مىنويسد : « . . . واسطهء ارتقاى أرواح طيبه به مراقى اعلى و رابطهء اعتلاى
--> « 5 » شرح مثنوى شريف ، جزو نخستين از دفتر اول ، يازده .